علم گرایی در کشاورزی

پست های مرتبط

پس، یکی از آثار این روح علمی در جامعه این است که هر کس مشتاق خواهد شد علم را بیاموزد و از بیعلمی فرار کند. مثلاً فرض کنید شخص کشاورزی است، میداند که اگر از سم و کود و روش علمی برای کشاورزیش استفاده کند، امسال به جای سه تن، چهار تن گندم برداشت خواهد کرد. یک نفر هست که اصلاً اعتقاد به این ندارد که در این جا علمی وجود دارد، روشی وجود دارد، قانونی وجود دارد، که اگر ما این قانون را بشناسیم، خوب عمل می کنیم. فرق است بین این کسی که معتقد است قانونی هست و این قانون به نفعش است و گرایش پیدا میکند که این قانون را یاد بگیرد، با آن کسی که اصلاً بیتفاوت است، معتقد نیست و میگوید این حرفها را رها کن، همه اش کشک است! ما باید این روح علمی را در همه سطوح در جامعه به وجود بیاوریم؛ این علم گرایی چیز خیلی مهمی است (۱۵/۱۱/۱۳۷۰).
دولت یک دستگاه اجرایی است. یک عده افراد در این جا هستند که در زمینه های سیاستگذاری، سازماندهی، تجهیزات و کیفیت و چگونگی بهره گیری، صاحب نظرند. اینها از دانشگاه می خواهند که روی این مسأله برای ما کار کنید. آنها هم کار می کنند؛ هم برای خودشان عامل پیشرفت است و هم دولت میان عده معدودی از کارشناسان دستگاه های اداری یا سازمان برنامه و غیره، منحصر نمی ماند. ما به این احتیاج داریم. همان طور که عرض شد، این برنامه در جاهای دیگر دنیا هم هست؛ ولی در این جا متأسفانه نیست. من جداً به این معنا معتقدم که خیلی خوب خواهد بود اگر بتوانیم دانشگاهها را به دستگاه اجرایی، آن هم به رأس دستگاه اجرایی، وصل کنیم. وزارتخانه ها، دستگاه های مورد اعتماد ما هستند. این نیست که ما به وزارتخانه ها و مسؤولینمان کم اعتماد باشیم؛ ابداً! ما به آنها اعتماد داریم. آنها مورد اعتماد ما و مجلس و مردم هستند و کار می کنند. منتها هرچه بشود برای عمل، فکر را پخته تر کرد و از جاهای مختلف نظر خواست، بهتر و به توفیق هم نزدیکتر است. مثلاً در زمینه مسائل اقتصادی؛ فرضاً در زمینه مسائل کشاورزی. بعضی از مسؤولین کشاورزی را مشاهده کردیم که کارهای دانشگاهی می کردند و منشأ نظر و فکر و آرای جدیدی هم بودند که مجریان، آن وقت ملتفت به آن آرا نبودند (۱۹/۸/۱۳۷۱).
اگر برخی از صفات خوب و پسندیده در این کشورهای غربی، که علم را در دنیا پیشرفت دادند، نبود، آن پیشرفتها پیدا نمیشد و همین ظلمی که به دیگران روا میدارند، نابودشان میکرد. صفات خوب، باعث ماندگاری و پیشرفت آنهاست. ما آن صفات را رها کرده ایم. آنها کارها را دنبال می کنند. برای وقت، ارزش قائلند، و به محصولی که میخواهند تولید کنند، اهمیت میدهند. اگر کارگرما، محصّل ما، استاد ما، روحانی ما، بازاری ما، کشاورز ما و سایر اقشار، به خصوصیات مثبت و خوب عمل کنند، کشور یکباره گلستان خواهد شد. باید به صفات خوب و خصوصیات مثبت روی آوریم که این همان عمل به قرآن است. میفرماید: «مبادا دیگران درعمل به قرآن، از شما جلو بیفتند!» نه این که امیرالمؤمنین علیه السّلام نمیخواهد کسی به قرآن عمل کند. بلکه اگر همه دنیا به قرآن عمل کنند، آن حضرت، خوشحالتر است. میگوید مبادا آنهایی که به قرآن عقیده ندارند، به مفاهیم قرآن عمل کنند و بعد برشما مسلّط شوند (۱۳/۱۲/۱۳۷۲).
ملت ایران در مجموعه کارهای خود نیازمند یافتن راههای میان بر جدید است و برای جبران عقب ماندگیهای علمی و صنعتی باید ابتکار، تلاش و استعدادهای درخشان با یکدیگر توأم شوند و در این صورت امکان پیشرفت جهشی نیز فراهم خواهد شد (۲۳/۱۲/۱۳۷۵).
من می گویم شما نخبگان عزیز … سعی کنید در حرف و منش و اقدامتان، به جوان ها امید دهید. باید هنرمندتان امیدبخش باشد؛ شاعرتان امیدبخش باشد؛ نویسنده تان امیدبخش باشد؛ کشاورزتان امیدبخش باشد؛ صنعتگرتان امیدبخش باشد. این امید، امید کاذب هم نیست؛ امید صادق است. من طرفدار دادنِ امیدهای کاذب نیستم؛ من میبینم که این امید، صادقانه است. بگذارید جوانتان با خوشبینی و اعتماد به آینده، نیروی ذاتی خود را به حرکت دربیاورد و تحول عظیمی که از یک انسان طبیعی و ساده، یک ابن سینا میسازد، در درون او به وجود آید. امروز این، مسأله ماست و به نظر من مسأله اول نخبگان هم باید این باشد. نسل جوان را باید وادار و امیدوار به حرکت کرد. ناامیدی درد بزرگی است و برای نابود کردن یک ملت، از همه وسایل مؤثرتر، ناامید کردن آن ملت است. ملتی را ناامید کنید، نابود می شود. وقتی امید نبود، حرکت و نشاط نیست. وقتی حرکت و نشاط نبود، آینده نیست. ما دلیلی برای ناامیدی نداریم؛ صد دلیل برای امید داریم (۱۹/۴/۱۳۸۳).
بر دامنه علم باید بیفزاییم. ما ملت با استعدادی هستیم؛ تاریخ و میراث فرهنگی ما به این گواهی میدهد. این که ما میتوانیم ظرفیت های تولید را افزایش دهیم، کمیّت ها را بالا ببریم، کیفیت ها را روزبه روز بهتر کنیم و زوایای ناشناخته را در بخش های صنعت، معدن، کشاورزی، دانش، فنون و بقیه بخش های مجموعه زندگی انسان روزبه روز بیشتر شناسایی کنیم، نشانه رحمت و توفیق الهی است. اگر همین جد و جهد را دنبال کنیم، رحمت الهی ادامه پیدا خواهد کرد و ما عزم و اراده راسخ داریم که این راه را تا آخر برویم (۱۸/۲/۱۳۸۴).
امروز دیگر آن روزی نیست که یک کشاورز در طول سی، چهل سال همیشه روی یک قسمت از زمین کار کند و یک مشت گندم به دست بیاورد؛ نخیر، امروز فنون جدید، دانش های جدید، تجربه های جدید وارد میدان شده اند. شما میبینید که بازده متوسط چهار تن گندم را یک انسانِ باهمت، به یازده، دوازده تن در هکتار میرساند؛ همین کار در برنج، در زیتون و در کُلزا هم شده است. دیگر این طور نیست که منطقه، منطقه محدودی باشد. جوان ها وارد بشوند، آموزش های لازم را بگیرند؛ آنهایی که میتوانند، تحصیلات لازم را در زمینه خاک، آب و مسائل گوناگون کشاورزی ببینند، بعد، به جان این سرزمین پُربرکت بیفتند و برکات الهی را از آن استخراج کنند؛ این کار ممکن است. دستگاه های دیگر هم البته باید کمک کنند (۱۴/۱۰/۱۳۸۴).
حرف ما این است: یک؛ با تحول نباید سینه به سینه شد. دو؛ از تحول باید استقبال کرد. سه؛ نه فقط با تحول نباید دشمنى کرد، که باید از آن استقبال کرد. چهار؛ تحول را باید مدیریت کرد؛ در تحول، دگرگونىِ به سمت پیشرفت و تعالى را باید در نظر گرفت. تحولى که موجب پسرفت بشود، تحول بدى است. پنج؛ تحول را با آنارشیسم و ساختارشکنى و هرج ومرج نباید اشتباه گرفت. و بالاخره پایه تحول را بایستى غیر از آن چیزى که امروز معیارهاى پیشرفت در دنیا محسوب مى شود- که اغلبش را شمردیم- دانست (۱۸/۸/۱۳۸۵).
شما نخبگان در این پیشرفت باید سهم متناسب با نخبگی را ایفاء کنید. همه میدانها هم مشمول این حرف است. بنده از آن آدم های خشکی که بگویم حالا ما شعر میخواهیم چکار کنیم، هنر میخواهیم چکار کنیم، حالا فعلاً علم را راه بیندازیم، نیستم. با اینکه علم به نظر من در درجه اول اهمیت قرار دارد در پیشرفت کشور که بارها هم به جوان های دانشجو و دیگران – اساتید و غیره – گفته ام؛ در عین حال معتقدم همه چیز با هم؛ علم، دین، هنر، ذوق، صنعت، سازندگی های گوناگون، کشاورزی، خدمات، روابط خارجی؛ اینها همه یک مجموعه است و باید با هم پیش برود؛ هر کدامی هم به نحوه ای پیش خواهد رفت (۱۵/۱۰/۱۳۸۶ الف).
بنده عرض کردم امسال برای ملت ما سال نوآوری باشد؛ این نوآوری مخصوص یک عرصه خاصی نیست؛ در آزمایشگاه و مرکز تحقیقات، در کلاس درس، در حوزه علمیه، در دانشگاه، در کارگاه صنعتی، در محیط اداری، در منطقه کشاورزی و باغی و در همه جا، ابتکارات انسان های مبتکر و نوآور، میتواند هر کاری را یک گام پیش ببرد و در مجموع، کشور را از یک گذرگاه مهمی عبور بدهد (۱۱/۲/۱۳۸۷). ما لحظه به لحظه احتیاج به نوآوری داریم؛ نه فقط نوآورىِ در صنعت یا کشاورزی، نوآورىِ در روش های گوناگونی که برای زندگىِ یک ملت ممکن است مطرح شود؛ بروز استعدادها، شکوفا شدن فکرها و ذهنها. ما یک ملت عقیم نیستیم بحمداللَّه. ملت ما، ملتی است که تاریخِ او نشان میدهد که پیش رونده و زاینده و دارای استعداد است؛ بنابراین میتوانیم. ما از دنیا دویست سال عقب ماندیم. این واقعیت تلخی است که باید این را قبول کنیم. عامل این عقب ماندگی چه بود، یک بحث دیگر است؛ واقعیت این است؛ واقعیت این است که ما دویست سال – حداقل – از قافله پیشرفتهای بشری عقب ماندیم. همه آنچه که شما شنیدید و مشاهده میکنید و آنچه که وجود دارد – که بمراتب بیشتر از آن چیزی است که در این جلسه بیان شد، در سطح کشور، از فعالیتها، از کارها، از نوآوریها – اینها همه در مجموع، بخشی از این عقب ماندگیها را میتواند جبران کند و اگر استمرار پیدا کند و افزایش پیدا کند و این فعالیتها با نوآوری و همت ما مضاعف شود، آن وقت خواهیم توانست جایگاه خودمان را پیدا کنیم (۱۷/۲/۱۳۸۷).
ما نیاز داریم برای جوان خودمان، برای نسل نونهال خودمان، الگوهائی را از بخش های مختلف مشخص کنیم؛ آن کس که علاقه به علم دارد، آن کس که علاقه به هنر دارد، آن کس که علاقه به ادبیات دارد، آن کس که علاقه به تاریخ دارد، آن کس که علاقه به کارهای عملی دارد، آن کس که علاقه به کشاورزی یا صنعت یا فناوری دارد، هر کدام بتوانند الگوهای شایسته خودشان را پیدا کنند. این یکی از کارهای لازم ماست (۲۰/۷/۱۳۹۰).
همین رونق تولید که ما امسال به عنوان شعار سال مطرح کردیم، خب راهکار علمی دارد؛ اینها بایستی در دانشگاه بررسی بشود. برای این کار اراده محکم لازم است. … به هر حال، این علمِ نافع است که عرض کردیم نیازهای کشور و نقاط کور بخش های مختلف، چه صنعتی، چه اقتصادی، چه کشاورزی، چه بخش های گوناگون مدیریّتی و امثال اینها، به وسیله تحقیقات دانشگاهی و مقالات دانشگاهی روشن بشود؛ این کمک [میکند]. این، علم نافع و کاربردی است.خب این را گفته ایم، الان هم عرض می کنیم، تکرار هم می کنیم، روی آن هم اصرار می کنیم، منتها در کنار این بایستی به تحقیقات عمیق و بلندمدّت هم توجّه کرد. کارهای مهمّی وجود دارد که سود نقد ندارد، دستاورد نزدیک ندارد، امّا جادّه و بستر پیشرفت علمی کشور است؛ یعنی بایستی به دانشمند این فرصت را داد، این اجازه را داد که بلندپروازی کند؛ در مسائل علمی، تحقیقات عمیق و بنیانی برایش مطرح باشد و آنها را دنبال بکند. بنابراین دو جریان وجود دارد، یعنی علم نافع که ما میگوییم، صرفاً دانشی نیست که جنبه کاربردیِ نقد دارد بلکه یکی اش این است؛ یک جریان هم کارهای مهم و اساسی است (۸/۳/۱۳۹۸).
بنده توصیه میکنم به اهتمام به پژوهش در همه سطوح؛ پژوهش را اهمّیّت بدهند. جدّی گرفتن ارتباط با صنعت؛ ارتباط دانشگاه و مجموعه صنعت -صنعت شامل صنایع کشاورزی و مانند اینها- خیلی موضوع مهمّی است؛ هم برای دانشگاه فوز عظیمی است، هم برای صنعت یک توفیق بزرگی است. باید کار به جایی برسد که هر پایان نامه ای که یک دانشجویی در زمینه های گوناگون علمی تهیّه میکند، از همان اوّلی که این پایان نامه میخواهد تشکیل بشود یک حامی داشته باشد، چه از بخش خصوصی، چه از بخش دولتی؛ ما باید به اینجا برسیم، کمااینکه الان در خیلی از کشورهای دنیا همین جور هم هست (۲۵/۷/۱۳۹۷).


گردآوری شده توسط هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

پست های گذشته

نظر ها

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

اخبار محبوب

اجرای طرح آبخیزداری در بالادست ۱۹۰۰ رشته قنات کشور

مدیرکل دفتر کنترل سیلاب و آبخوانداری سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور از اجرای طرح های آبخیزداری و آبخوانداری در حوزه آبخیز بالادست...

قیمت جوجه یک روزه ماهانه تعیین شود

ررسی امکان تعیین قیمت تخم‌مرغ و جوجه یک روزه به صورت ماهانه موضوع نشست امروز (سه شنبه 21 مردادماه) کمیسیون کشاورزی با نمایندگانی از وزارت جهاد...

خبرنامه نهال – شماره ۱۶

بولتن خبری رصد محیطی، اخبار، دانش، فناوری و اقتصاد برای دانلود خبرنامه اینجا کلیک کنید.