– بیانات در دیدار با کشاورزان ۲۲/۲/۱۳۶۳

پست های مرتبط

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

خیلى روز خوبى و ساعت خوبى بر ما گذشت، این ساعتى که در خدمت شما برادان عزیز گذراندیم. و بنده هم از شما برادران عزیز کشاورز و دامدار و صیاد – که در این جلسه شرکت کردید – تشکر مى کنم؛ و هم از برادران عزیز مسؤول، برادر عزیزمان آقاى نخست وزیر و آقایان وزراء و دیگر مسؤولین که همت لازم را به مسأله کشاورزى و دامدارى و صیادى – که وسائل خودکفایى امور غذایى در کشور هستند – سپردند. به فضل الهى انقلاب یک حرکت اساسى در جامعه ما به وجود آورد، همان طور که شما برادران عزیز کشاورز بیان کردید؛ و همان طور که گفته شما و روحیه شما و فکر شما و روش زندگى شما این را به ما مى آموزد. شما بحمداللَّه امروز یک انسان انقلابى آگاه هستید. و خدا را شکر مى کنیم که از دورترین نقاط کشور، از منطقه بلوچستان و دَلگان – که بنده یک وقت هایى خیال مى کردم که دَلگان جزو آن مناطق دوردستى است که پاى آدم هاى معمولى به آن جا نمى رسد و همینجور هم بود واقعاً یک روزى و نمى گذاشتند که هیچ نشانه اى از نشانه هاى معرفت و تکامل انسانى آن جاها برود – امروز یک جوان دلگانى انسان مى بیند که چطور مثل یک روشنفکر، مثل یک انسان تحصیلکرده اى که توى شهرها زندگى کرده فکر مى کند، همانجور حرف مى زند، همانجور متین مى اندیشد، یا این برادر عزیزمان، پیرمرد کشاورز از بختیارى یا از قشقایى یا از مناطق دیگر، برادر کُرد، برادر منطقه ایلام و همه شما برادران دیگر؛ اینها معجزات انقلاب ماست. در مورد مسأله کشاورزى ما که راجع به امر کشاورزى تأکید مى کنیم و همه دست اندرکاران کشور – چه شخص شخیص امام امت و همچنین حضرت آیت اللَّه منتظرى – که تأکید مى کنند به مسأله کشاورزى – و چه مسؤولین دولت که همواره این موضوع را تکرار کردند – این بر یک مبناى فکرى و اعتقادى استوار است. اوّلاً خودِ فلاحت و کشاورزى جزو کارهایى است که اسلام روى آن تأکید دارد. در هیچ جاى آثار اسلامى راجع به مشاغل معمولى به خصوص یک شغل تأکیدى نشده، اما نسبت به کار تولیدى و کار کشاورزى بالخصوص در قرآن هم تأکید هست، در حدیث هم تأکید هست. بد نیست که شما کشاورزان عزیزى که عمرتان، نیروتان، جوانى تان را در مزرعه ها و در روستاها مى گذرانید، کار دشوار را تحمل مى کنید براى راحت مردم بدانید که اسلام و قرآن و حدیث روى این مسأله چقدر تکیه دارد. اوّلاً در قرآن خداى متعال مى فرماید که «واستعمرکم فیها» (۱۱۷) شما مردم بنى نوع بشر را خداى متعال از زمین آفرید، در زمین به وجود آورد و آبادى این زمین را از شما مى خواهد و مى دانید مصداق کامل آبادى زمین آبادى کشاورزى است. اگر این آبادى باشد هیچ یک از عمران هاى دیگر نباشد بشر زنده مى ماند؛ اما اگر همه انواع عمران و آبادى در زمین باشد، نوع آبادى کشاورزى زمین نباشد، بشر امکان زندگى ندارد. فرض کنید که مدرنترین صنایع و پیشرفته ترین کارخانجات و کارهاى صنعتى و کارهاى ساختمانى و کارهاى علمى و کارهاى فرهنگى و همه کارهاى دیگر در زمین انجام بگیرد، اما رویش از زمین نروید، این زمین آباد است؟ نه. زیرا که انسان در این زمین اصلاً امکان زندگى ندارد؛ انسان زندگى اش از محصولات دل خاک است. اما اگر این باشد و هیچ یک از انواع پیشرفتهاى علمى و صنعتى و تکنیکى در دنیا نباشد انسان مى تواند زندگى کند. نه این که ما به انواع دیگر پیشرفت عقیده اى نداریم و دنبال آنها نیستیم، چرا به آنها هم عقیده داریم، اما معتقدیم که این اولویت دارد، این مقدم بر دیگران است، و قرآن که مى گوید «واستعمرکم فیها» شما را مأمور آبادى زمین کرد، یعنى آبادى کشاورزى در درجه اول، این قرآن. درباره کشاورزان یک حدیثى دارد مى فرماید که «هم زارع کنوز اللَّه فى أرضه» کشاورزها استخراج کنندگان گنجینه هاى خدا در زمین هستند. یعنى این گنجینه هایى که براى بشر حیاتى است، که اگر نباشد بشر زندگى نمى تواند بکند. اینها را کشاورز است که از دل زمین استخراج مى کند. مسأله کشاورزى بنابراین ریشه در قرآن و در حدیث دارد، علت این که ما تأکید مى کنیم، در حقیقت یک فکر اسلامى را داریم ترویج مى کنیم. از این که بگذریم انقلاب و خودکفایى و اداره کشور بدون پرداختن به کشاورزى ممکن نیست؛ و بحمداللَّه خود شما برادرها آگاهید که بیان هم کردید، شعار خودکفایى اگر بخواهیم فقط لقلقه زبان نباشد و در عمل این شعار تحقق پیدا کند اولین و مهمترین و اساسیترین قدمها این است که کشاورزى مملکتمان آباد بشود. شما ببینید ابراهیم علیه السّلام وقتى که با خداى متعال حرف مى زند و از خداى متعال چیزى مى خواهد – در یکى از آیات قرآن – مى فرماید که «رب اجعل هذا بلدا آمناً و ارزق اهله من الثمرات» (۱۱۸) دو چیز از خداى متعال مى خواهد؛ یکى امنیت، یکى محصولات زمین. شما پنجاه درصد دعاى ابراهیم را دارید مستجاب مى کنید. کشاورزان دست اندرکار اجابت دعاى ابراهیم هستند پنجاه درصد. خداى متعال وقتى که در قرآن به مردم مکه منت مى گذارد و در سوره «یلاف قریشٍ» «ایلافهم رحله الشتاء و الصیف» به آنها مى گوید که ما شما را از بلا نجات دادیم، و از شر دشمنانى که به این شهر حمله مى کردند شما را خلاص کردیم دو نعمت را ذکر مى کند، مى فرماید «الذى اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» (۱۱۹) باز مسأله سیر کردن شکم و رفع گرسنگى – که مربوط مى شود به محصولاتى که از زمین بیرون مى آید – اشاره مى کند و به مسأله امنیت. یعنى مهمترین وسائل زندگى یک جامعه این دو چیز است؛ رفع گرسنگى و رفع بیمناکى مردم – یعنى تأمین خوراک و غذا براى مردم و تأمین امنیت -. اگر ما راجع به خوراک و غذایمان دستمان به طرف دیگران دراز باشد. دامدارى نداشته باشیم گوشتمان را بخواهیم بیاوریم، کشاورزى نداشته باشیم گندم و برنج و بقیه محصولات را بخواهیم بیاوریم، صیادى نداشته باشیم بخواهیم ماهى و اینها را وارد بکنیم، اگر اینجور باشیم آیا آن نصف دیگر را – که امنیت هست – مى توانیم تأمین کنیم؟ آن مملکتى که همه چیزش را از دشمنانش، از بیگانگان و از خارج از مرزهاى خودش مى خواهد آیا مى تواند مطمئن باشد که محیط امن و امانى براى زندگى مردمش فراهم خواهد کرد؟ حاشا و کلا. رژیم گذشته به مسأله کشاورزى اهمیت نمى داد. بلکه به عکس اهمیت مى داد که کشاورزى در مملکت به تدریج رو به نابودى برود. کشاورزى در مملکت ما یک روزى شکوفایى نسبى داشت؛ درست است که از وسائل قدیمى استفاده مى شد و وسائل مدرن نداشتند، اما مردم مى توانستند گندم خودشان را تأمین کنند و فراهم کنند، با وسائل مختلف و تحت تأثیر نفوذ قدرت هاى محلى و قدرت هاى خارجى و سیاست بازیهاى خانمان سوز و خانمان برانداز چقدر از دشت هاى ما را معطل کردند، زمین هاى کشاورزى را از بین بردند، زارعین را به شهرها کشاندند، کشاورزى را بى پایه و بى بنیاد کردند، کشاورز را از زمین خودش منقطع کردند، نه فقط تشویق نکردند بلکه تخریب کردند، ما امروز باید جبران کنیم. امروز ما همان طور که این برادر ترک زبان همدانى – که البته اسمشان بختیاریست، اما اهل همدان هستند – گفتند بعد از آن که امام از پاریس آمدند دستور دادند که شما بروید توى دهات. این برادر مى گوید ما توى دهمان ما چند خانوار بیشتر نماندیم، بقیه رفتند ما براى این که امام گفته بود که توى ده بمانید و کشاورزى کنید توى ده ماندیم و کشاورزى مى کنیم. آفرین بر شما؛ این معناى یک انسان مسلمان و انقلابى است، یک انسان آگاه، چون امام دستور داده اند، دستور امار براى کیه؟ به نفع کیه؟ در خدمت چه کسى است و چه هدفى است؟ دستور امام در خدمت مردم، در خدمت هدف هاى مردمى و هدف هاى انقلابى است؛ در خدمت استغناء و بى نیازى کشور است. ما اگر مى خواهیم با امریکا بجنگیم نمى شود که به امریکا و مزدوران و اقوار امریکا محتاج باشیم که برنج و گندم و گوشت و بقیه چیزها را از آنها بگیریم؛ امکان ندارد. اگر ما بخواهیم یک ملت مستقل باشیم، اگر ما بخواهیم فرزندان ما سرافراز زندگى کنند، اگر بخواهیم این کشور و این ملت الگویى بشود براى دیگر ملت ها و دیگر کشورها، اولین اقدام ما باید این باشد که از لحاظ مواد غذایى خودمان را بى نیاز کنیم. چه کسى این کار را خواهد کرد؟ چه کسى این بار را بر دوش خواهد گرفت؟ کشاورز، دامدار، آن کسانى که به نحوى از انحاء به مسائل غذایى مردم سر و کار دارند. البته من به شما برادران عزیز و به همه کشاورزان عرض مى کنم سیاست قطعى دولت حمایت از کشاورزى است، و باید هم کشاورزى حمایت بشود. البته ما از تجربیات و نقصها و نارسایها ان شاءاللَّه بهره مى گیریم، و روشمان را در تأیید کشاورزى تکمیل خواهیم کرد؛ و این تذکراتى که شماها دادید، این تذکرات تذکرات قابل توجهى است. البته یک مسائل اصولی ترى هم وجود دارد، ما تنگنا داریم شکّى نیست، همان طورى که خود شماها هم گفتید و توجه هم داریم. ما تنگناهاى زیادى داریم، علت هم این است که جنگ بر ما تحمیل کردند، محاصره اقتصادى تحمیل کردند، مى خواهند نگذارند که ما کشاورزیمان رشد کند، اینجورى است دیگر؛ براى امریکا و شوروى و نمى دانم قدرت هاى دیگر جهانى هیچ چیز بهتر از این نیست که مردم ایران نتوانند غذاى خودشان را تأمین کنند، تا دستشان طرف آنها دراز باشد، تا آنها بتوانند زور بگویند، تا بتوانند هر وقت خواستند وارد کشور بشوند. لذاست که خیلى طبیعى است که مانع و مشکل سر راه ما درست کنند، و مشکل هم درست مى کنند، یکى از این مشکلات همین جنگ است؛ درست کردند تا ما تأمین خودکفایى مان عقب بیفتد. در مقابل دشمن – که جز دشمنى از او انتظارى نیست – انسان چه کار مى کند؟ مقاومت مى کند، مبارزه مى کند، این مبارزه یک شکلش در میدان جنگ است، یک شکلش توى مزرعه است. یک شکلش توى روستاهاست، در مناطقى است که شما کشاورزان و دامداران و صیادان آن جا مشغول خدمت و زحمت هستید. شما آن جا که هستید مثل این که توى جبهه هستید؛ همان جهادى که یک سرش در جبهه هاى جنگ است، یک سرش در حیطه کار کشاورزى است، بنابراین به کشاورزى ما اهمیت مى دهیم به خاطر این که بقاء انقلاب را به این مى بینیم. البته ما وقتى مى گوئیم کشاورزى محور باشد معنایش این نیست که توى مملکت صنعت نباشد، یا به مسائل فرهنگى نپردازیم، یا به کارهاى زیربنایى نپردازیم، همه اینها لازم است، منتها بیشترین همتها باید مصروف این مهمترین برنامه – یعنى کشاورزى – بشود؛ صنعت هم جورى انتخاب بشود در مملکت که بیشتر به کار کشاورزى بیاید. بقیه کارهاى زیربنایى هم به نحوى انتخاب بشود که کشاورزى را رواج بدهد و ترویج کند. این کار کار اساسى ماست، ما عقیده مان این است اگر چهار – پنج سال یک همت و تلاش همه جانبه اى از سوى شما کشاورزان، از سوى ما مسؤولین و از سوى همه دست اندرکاران به کار بسته بشود چهار – پنج سال تلاش بشود ما گردونه کشاورزیمان روى غلتک خواهد بود. باید آهنگ مهاجرت از روستاها به شهرها کُند بشود و از بین برود به تدریج. از شهرها مردم بروند به روستاها، از شهرهاى بزرگ بروند به شهرهاى کوچک، از شهرهاى کوچک بروند به روستاها، مردم بروند روستاها را باز هم آباد کنند. کسى که در روستاست یک تولید کننده است. کسى که توى شهر زندگى مى کند یک مصرف کننده است؛ شما ببینید چقدر مصیبت بزرگى است که یک روستایى بیاید توى شهر یعنى یک تولید کننده تبدیل بشود به یک مصرف کننده، این خسارت بزرگى است براى جامعه و انقلاب. البته توى شهر هم یک کارهایى است که یک عدّه اى باید انجام بدهند، آنها هم کارهاى لازمى است، اما جایز نیست آن کسانى که کار به آن مهمى و به آن تأثیر بر دوشش هست و بر عهده اش هست – یعنى کار کشاورزى – این بیاید و تبدیل بشود به یک مصرف کننده، به یک حاشیه نشین توى شهر، به یک دست فروش، به یک کارِ عرض کنم که کننده کارهاى غیر لازم و گاهى مضر. بنابراین ان شاءاللَّه بایستى روستاها آباد بشود، همه مسؤولین بخشهاى مختلف و کسانى که به نحوى به مسائل کشاورزى ارتباط دارند – مسؤولین وزارت راه، مسؤولین وزارت نیرو، مسؤولین بقیه وزارتخانه ها و در رأس همه مسؤولین وزارت کشاورزى و جهاد سازندگى – مسأله روستاها را در اولویت کامل قرار بدهند. خب خوشبختانه همان طورى که ملاحظه مى کنید، همان طورى که برادرها گفتید مسؤولین کشور آمدند زانو به زانوى شما، روبه روى شما نشستند براى این که راجع به این مسأله اساسى – که هم مردم هم دولت به اهمیتش واقفند – یک فکرى بکنند و یک تصمیم گیرى بکنند. این نعمت بزرگى است، این همان است که گفتید همان است، این نعمت انقلاب است. البته ما، افراد ماها، اشخاص ماها، کسى نیستیم. شماها از ما بهتر هستید، شماها از ما بالاتر هستى، شاید شما زودتر از ما ان شاءاللَّه به بهشت هم بروید، پیش خدا محبوبتر باشید، به هرحال این یکى از بزرگترین برکات انقلاب و برکات اسلام هست که مسؤولین مملکت براى کارهاى مردم مى نشینند دلسوزانه، پیگیرانه، با علاقمندى کارهایشان را تعقیب مى کنند و پى گیرى مى کنند و فکر مى کنند، حرف همدیگر را مى شنوند، درد دلهاى یکدیگر را مى فهمند و با مشکلات هم آشنا مى شوند. امیدواریم ان شاءاللَّه که همه شما برادران عزیز کشاورز و دامدار و صیاد – که نمونه هایى در این جا تشریف دارید و آمدید و شرکت کردید – موفق باشید، مؤید باشید، خداوند شماها را خیر بدهد، و ان شاءاللَّه با نشاط بیشترى برگردید به پیش برادران دیگر روستائى و کشاورز، و سلام ما را هم به آنها برسانید و ما دلمان پهلوى شماست و امیدوار هستیم که خداى متعال به شما توفیق بدهد؛ و این جلسه مبدأ یک تحول و حرکت جدیدى در کار کشاورزى و تأمین خودکفایى مواد غذایى ان شاءاللَّه باشد.


گردآوری شده توسط هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

پست های گذشته

نظر ها

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

اخبار محبوب

سرنوشت نامعلوم ۱۰۰۰ تن بذر پایه علوفه در گمرک به دلیل اختلاف ۳ دستگاه دولتی

سالانه حدود ۱۰ میلیون تن ذرت دامی در کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد که از این رقم ۳ میلیون تن آن داخلی است اما...

به دنبال احیاء اکوسیستم و زیست بوم در حوزه کشاورزی هستیم

ضرورت احیاء اکوسیستم و زیست بوم در حوزه کشاورزی مهمترین دغدغه ای است که معاون علمی و فناوری رئیس جمهور دکتر سورنا ستاری در...

ماموریت رئیس مجلس به کمیسیون کشاورزی: بر بازار کالاهای اساسی نظارت کنید

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، دکتر محمدباقر قالیباف در نشست علنی امروز (چهارشنبه، 5 آذر ماه)  مجلس شورای اسلامی به تبیین بیانات مقام معظم رهبری در نشست...