– بیانات در دیدار با مسئولین کشاورزی ۱۰/۱۱/۱۳۶۰

پست های مرتبط

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
خیلى از زیارت جنابعالى و برادران عزیز، معاونین شما خوشحال هستم. حق این بود که برادران را معرفى مى کردید به نام و سِمَت معاونت که حالا ان شاءاللَّه در پایان، این کار را بکنید که بیشتر با آقایان ما آشنا بشویم.
مسأله کشاورزى همه آقایان واقف هستید که فعلاً تا مدتهایى براى کشور ما یک مسأله درجه یک هست از دو نظر؛ هم از نظر تأمین قُوت روزانه مردم و هم از لحاظ جذب نیروى کار. البته در درجه سوم اگر بتوانیم صادر بکنیم یک سود دیگرى هم از این ناحیه براى ما کشاورزى خواهد داشت. فعلاً به فکر صدور نیستیم، آن بلندپروازى را الان نداریم براى این زمانهاى نزدیک، لکن قویاً محتاج این مى دانیم خودمان را و محِق مى دانیم در این که بخواهیم که آنچه که مصرفمان هست خودمان تهیه کنیم. این توقّع زیادى از دولت و از وزارت کشاورزى نیست. و همچنین نیروى کار را معتقدیم که باید جذب کرد به کشاورزى و این بسیار حائز اهمیت است تا این مشکلاتى که بر اثر مهاجرت ها و سایر مسائل جنبى اش به وجود مى آید، به وجود نیاید. بنابراین روى مسأله کشاورزى بایستى هر چه که مى شود سرمایه گذارى فکرى و برنامه ریزى و پولى کرد. هیچ ما در این زمینه زیانى نداریم. خب متولى این امامزاده هم شما هستید و آقایون. هر گلى به سر کشاورزى ایران بزنید شما زدید و اگر خدایى نکرده یک گوشه اش عیبى، ایرادى چیزى پیدا بشود، باز شما کردید. در اخلاص شما هم شکى نیست، در کارآئى تان هم الحمدللَّه آدم یواش یواش احساس مى کند که شکى نیست، خوب است، لکن نکاتى را من تذکر مى دهم که قاعدتاً به این نکات توجه هم هست لکن تأکید مى کنم.
نکته اوّل؛ این است که مهم در باب کشاورزى تعیین سیاست کشاورزى است. ما در باب کشاورزى سیاستمان چیه؟ مى خواهیم چکار کنیم، این مهم است. مهم این نیست که ما بتوانیم مصارف مردم را به هر تقدیرى فراهم بکنیم. دام را وارد کنیم، علوفه را وارد کنیم و بالأخره شیر و گوشت و غیر ذالک به مردم بدهیم؛ این کافى نیست. آن روزى که ما دام را وارد مى کنیم، علوفه را هم وارد مى کنیم، آن روز ما معتقد نیستیم که کشاورزى و دامدارى داریم؛ این، نه کشاورزى است، نه دامدارى. باید دام را هم تولید کنیم، علوفه را هم تولید کنیم. سیاست کشاورزى بایستى بر مبناى به پا داشتن و اقامه کشاورزى مرده این مملکت باشد؛ یعنى ایجاد یک تولید با یک سطح وسیع و با هدف استغناءِ ما از غیر خودى؛ باید با این هدف باشد. وقتى با این هدف بود، آن وقت ما دیگر وارد کردن دام یا وارد کردن علوفه یا وارد کردن بقیه چیزها، این نمى تواند براى ما یک پیشرفت به حساب بیاید. باید ببینیم چه کردیم در زمینه تولید. یا مثلاً فرض بفرمائید که در باب سطح زیر کشت که اشاره فرمودید در باب برنج، این مخصوص برنج نیست. زمین هاى این مملکت زمین هایى هستند که از لحاظ استعداد بى نظیرند. البته مسأله آب را ما داریم که حالا عرض مى کنم، اما زمین مستعد بى نهایت ما داریم. من بارها این را به برادرانى که با من در مسائل مربوط به بلوچستان ارتباط داشتند گفتم، شاید به جناب عالى هم آن وقت ها احتمال مى دهم که صحبت کردم و گفتم. همه بلوچستان را مى توان یک باغ کرد، {یک } یک جیرفت مى شود درست کرد. جیرفت را نمى دانم آقایان دیدید یا نه. جیرفت شهرى است اما در حقیقت یک باغ بزرگ است. همه بلوچستان – این بزرگترین استان ایران را – مى شود آنجورى ساخت. خاک؛ مستعد، آب هاى زیر زمینى؛ بى نهایت، استعداد انواع میوه ها در آن جا؛ شگفت آور. هم کشاورزى، هم درختکارى و هم دامدارى که به شکل سنتى شما مى دانید زابل یعنى سیستان در گذشته مرکز کشاورزى بوده و گندم و جو، و بلوچستان مرکز دامدارى بوده. مراتع بلوچستان باید احیا بشود از جمله [نامفهوم ]. آن جا میلیون ها دام را مى شود در آن جا انسان تغدیه کند اگر بهش رسیدگى بشود، که ما دیگر نخواهیم که علوفه مان را از این و آن بخریم. عرض کنم که خود زابل همین طور، آن دشت میان کَنْگى زابل که یک روزى مى گفتند گندم ایران را مى دهد، البته امروز گندم ایران را آن جا نمى تواند بدهد، اما گندم زابلستان و بلوچستان را که مى تواند بدهد. دشت هاى بسیار وسیعى که در ناحیه بم هست که اینها همه اش آماده کشاورزى است، اینها بایستى احیا بشود. این کار شماست. یعنى وزارت کشاورزى در آن صورت مى تواند خشنود باشد که در این زمینه هاى فعال و سازنده و تولیدکننده و احیاکننده گامهاى اساسى بردارد. و من مى خواهم به شما عرض بکنم که آن مسأله مالکیت زمین که البته مشکل بزرگى است که حالا اشاره خواهم کرد، {در این زمینه ها} در این جاها اصلاً وجود ندارد، یعنى دشت میان کنگى مالکى ندارد، چون {مالکش }مالکینش سال ها قبل رها کردند رفتند در گرگان مشغول عملگى و {زارعى شدند} زراعت شدند براى این و آن. آن جا افتاده، اصلاً مثل یک بیابانى است که صاحبش خداست و البته صاحب همه جا خداست، منتها آن جا قبول دارند که صاحبش خداست، جاهاى دیگر قبول ندارند. همین طور خاک صافى که هیچ کار ندارد. شما یعنى یک دانه بلدوزر احتیاج ندارید بیندازید که زمین را صاف کنید براى کار، اصلاً زمین صافِ کف، آماده این کار است، دشت هاى وسیع خوزستان از همین قبیل است، دشت هاى بى نهایت کرمانشاه و ایلام از همین قبیل است. اصلاً ما استعداد کشاورزى مان واقعاً بى نظیر است. خراسان، حالا البته در خراسان و مناطقى از قبیل خراسان کشاورزى بالفعل مى شود یعنى جاى راکد مانده و زمین مانده ندارد، اما یک جاهایى هستش که دارد. غرض، آنى که مهم است، سیاست کشاورزى بایستى بر مبناى تولید، احیا، خودکفائى و حتى صدور و جذب نیروهاى انسانى تنظیم بشود و برویم به آن طرف. هر گامى که برداشته مى شود، گامى به سوى این هدف ها باشد. البته عجله اى هم خیلى نداریم اما حرکت را لازم داریم. نمى گوئیم که کِى شد، کِى مى شود، چرا نشد، بلکه مایلیم که ببینیم حرکت انجام شده و این جهت را حرکت دارد، که نداشته باشد مایه اشکال و تأسف خواهد بود.
مسأله دوم این است که در تولیدات کشاورزى اى که وجود دارد، یک توجهى بایست بشود که رشد تولیدات ما – آنى که در آمارها ذکر مى شود – در واقع رشد تولیدات کشاورزى باشد. یعنى وقتى ما مثلاً شش میلیون ونیم تن گندم داریم یا یک میلیون وخرده اى تن برنج داریم، باید ببینیم آیا این مقدار در مجموع، بدون تفکیک، رشد کشاورزى ما را، تولیدات کشاورزى ما را نشان مى دهد یا نمى دهد؛ این مسأله است. ممکن است شما گندمتان شش میلیون ونیم باشد و برنجتان یک میلیون اما چغندرتان، پنبه تان، حبوباتتان صفر باشد، این پس رشد نکرده تولید کشاورزى. چون امام گفته گندم بکارید، مردم گندم کاشتند. چون فرض کنید که در مورد برنج یک امتیازى – احتمالاً مى گویم – وجود داشته، یک تصورى وجود داشته، مردم برنج کاشتند. امسال هم که برنجمان اینجورى شد، ممکن است سال دیگر نکارند اصلاً. اگر امسال گندم به وقت خریده نشود، شما پنج میلیون ونیم مى گوئید تن خریدارى نشده و من تعجبم که اینها کجاست این پنج میلیون [ونیم ] تن، یعنى این زیاد است این مبلغى که خریدارى نشده، خیلى باید تلاش بشود که این پنج میلیون ونیم تن – این تو پرانتز بود – باید تلاش مى شد که به هر کیفیتى هست، لااقل یکى دو میلیون تن دیگر خریدارى مى شد، چون این مقدار رودست مردم ماندن و با اشکالاتى که دارد – با توجه به سوبسیدى که این جا شما براى مردم شهرى مصرف مى کنید و آن جا مصرف نمى شود و بقیه مسائلى که وجود دارد – این به نظرم یک ایرادى مى آید، حالا ممکن است بیشتر فکر کنیم، ببینیم ایراد نیست. على اى حال مجموعاً رشد تولید گندم و برنج و یکى دو قلم دیگر، آدم گاهى فکر مى کند که این رشد تولیدات ما را نشان نمى دهد، زیرا که همان طور که عرض کردم در سایر اقلام، تولیدات ما آنقدر افتاده پائین که میانگینش یک چیز خیلى متوسطى مى شود که هیچ رشدى ندارد. در آمارها این دقت بشود.
البته من به شما حالا عرض مى کنم این براى مردم نیست که پخش بشود. من مى شنوم که آمارها دقیق هم نیست؛ یعنى آمارهاى {کشاورزى } وزارت کشاورزى در مورد این تولیدات دقیق هم نیست. البته من اعتقادم این نیست، من حدس مى زنم دقیق باشد، حدس مى زنم دقیق نباشد هر دو براى من محتمل است، لکن این براى شما یک هشدارى است که در مورد آمارها آنچنان دقتى به خرج بدهید که وقتى که ارائه مى شود، هیچ کس شک نکند که این آمار درست است و الّا من مى شنوم که این آمارى که اشاره فرمودید، چون سال قبل هم – یعنى سال پنجاه وهشت که برادرمان آقاى دکتر شیبانى وزیر بودند – آن وقت هم یک چیزى از این قبیل اتفاق افتاد. آن وقت هم یک رقم بالایى گفته شد، بعد معلوم شد که نخیر، خیلى رقم، پائین تر از آن بوده. یک تجربه بدى شد در ذهن مردمى که به این مسائل علاقه اى دارند. به هرحال آمارها دقیق باشد لکن حرف اصلى من در این نکته دوم این است که کلاً آمارها جورى باید باشد که رشد تولیدات کشاورزى را نشان بدهد. به این ترتیب نشان نمى دهد.
مسأله سوم، مسأله زمین هست که فرمودید و به حق درست است. ما تا مسأله زمین را حل نکنیم، کشاورزى ما به درستى حل نمى شود؛ یعنى مالکیت زمین باید روشن بشود و من ان شاءاللَّه در هیأت دولت هم خواهم گفت، آن روزى که قرار است بیایم در جلسه شرکت بکنم که با ماست مالى کردن و امروز و فردا کردن کارى درست نمى شود. بالأخره یا ما زمین را برایش مالکى اعم از دولت و مردم و بخش خصوصى و تعاونى و اینها قائل هستیم یا قائل نیستیم. به هر تقدیر بایستى معین کنیم حد و مرز مالکیت مشخص بشود. دولت با یک تَشَر عقب نشست که اصلاً به کلى فراموشش شد، مجلس هم که به آن ترتیب و مردم هم ماندند متحیر که بالأخره کسى مالک زمین هست، نیست، کى مالک است در این بین، چه کار بکنند. مى روند چهار تا دانه گندم هم آن جا مى کارند، لاخ لاخ چیزى هم درمى آید، مى گویند کاشتیم، دل ما را هم خوش مى کنند، آن عده اى که رذالت(۱۹۶) مى کنند. یک عده هم در گرسنگى و فقر و خوش نشینى و غیر ذلک همچنان مشغولند و این مشکل بزرگى است، باید بالأخره این قضیه حل بشود. حالا در این حمله، در این حمله مجدد، اگر رفتیم باز تو مجلس شکست خوردیم، برمى گردیم باز یک کار دیگرش مى کنیم، یک اشکالش را برطرف مى کنیم، اگر [نامفهوم ] اشکال دارد که برمى گردد دیگر، باز دوباره مى رویم، باز سه باره مى رویم، بالأخره این مسأله باید حل بشود.
از همین قبیل مسأله است، مسأله تدارک آب. مسأله آب هم مسأله خیلى مهمى است. ما مسأله مان در ایران اصلاً مسأله آب است. در کشاورزى اساسى ترین مسأله ما مسأله آب است. ما آب نداریم، در حقیقت داریم و نداریم. الان ما یزد براى من نامه نوشتند یزدیها و حرف درستى هم هست، من این را خبر دارم خودم. یزد دارد آبش روزبه روز پائین مى آید و بایستى به فکر آب یزد بود. البته این {این }قسمت قضیه مربوط به شما نیست و مربوط به وزارت نیرو است اما به هرحال شما هم در این زمینه ذى نظر و ذى اثر هستید. شما چگونه خواهید توانست کشاورزى را منتظر باران آسمان بگذارید. آبهاى تحت الارضى فراوانى وجود دارد در مناطق گوناگونى از این کشور که هیچ کس به اش توجه نشده. توى دشتیارى، یک دشت بى پایان عظیم در جنوب بلوچستان، سال ها قبل ایتالیائیها آمدند چاه کندند، درش را پلمپ کردند – چاههاى آزمایشى و گذاشتند آن جا؛ پر آب. از این چاهها استفاده نمى شود. بروید استفاده کنید آب را بیاورید بیرون، نعمت خداست، بریزید روى این زمین، هم مردم بخورند، هم حیوانات زمین و آسمان بخورند، هم زمین احیاء بشود. از این قبیل فراوان داریم مسأله آب. خب، از این قبیل مسأله داریم باز هم، مسأله کود، مسأله دیگر است، مسائل دیگرى داریم ما در باب کشاورزى که مشکل است، اساسى ترینش زمین و آب است، که مالکیت زمین و تولید آب. لکن من مى خواهم به شما برادران عزیز عرض بکنم که ما نابسامانیها را همه اش به گردن اینها نگذاریم، یعنى این ما را از پیشرفت باز خواهد داشت. اگر شما تصور کنید که مثلاً عرض مى کنم پنبه گرگان بر اثر این که زمین تکلیفش معین نشده تولید نشده، یا چغندر خراسان بر اثر فلان عامل دیگر، این شما را از واقعیت دور خواهد [داشت ] شما اگر چنانچه عیب و اشکال کار را نفهمیدید، آن را برطرف نخواهید کرد، در حالى که شما با این همه تلاش، با این همه اخلاص مى خواهید پیش بروید. باید بگردیم درست روى آن نقطه اصلى انگشت بگذاریم، ببینیم چیه، ممکن است نقطه اصلى یک چیز بسیط نباشد، یک چیز مرکب باشد، ترکیبى باشد از چند اشکال. مانعى ندارد، اما آن چند اشکال را بالأخره باید پیدا کرد، همه اش را بایستى پیدا کرد. و ان شاءاللَّه اشکالات را برطرف بفرمائید و همان طور که عرض کردم اساس کار را بر یک سیاست متین کشاورزى یعنى {توسعه کشاورزى } سیاست توسعه کشاورزى، یک سیاست متین توسعه کشاورزى باید پیدا کنید و در نظر بگیرید اساس کار را، بر اساس او ان شاءاللَّه برنامه ریزى کنید، با این حرکت برنامه ریزى اى هم که امروز خوشبختانه در دولت وجود دارد، {ما }بنده امیدوارم خیلى قویاً امیدوارم که این کار نظام برنامه ریزى اوّلین سودش به شما برسد، یعنى واقعاً این برنامه ریزى اى که امروز این طرحى که در دولت مطرح هست که لابد جنابعالى که مسلّم مطلعید، شاید آقایان هم مطلع باشند یا نه، این طرح برنامه ریزى اى که وجود دارد الان در دولت که از پائین، از دِه به بالا برنامه ریزى آغاز مى شود و حرکتها و تبادل اطلاعات و اینها مى شود از بالا به پائین و از پائین به بالا، این اوّلین سودش به احتمال زیاد به بخش کشاورزى ما خواهد رسید، یعنى آن جا هست که مى تواند با فهم مشکلات و درک مسائل، کارها را پیش ببرد.
امیدواریم ان شاءاللَّه که آقایان موفق باشید و بتوانید این بار سنگین را بر دوش بکشید. من البته یک مقدار سؤالاتى داشتم که مایل بودم اینها را مطرح کنم، منتها چون پیش بینى مى کردم که ممکن است وقت نباشد، حقیقت هم این است که وقت نیست، اینها را قبلاً نوشتم، گذاشتم این جا. این را یا حالا بهتان مى دهم یا برایتان مى فرستم، برایتان مى فرستم، این بهتر است، مى فرستم برایتان ان شاءاللَّه که یک سرى سؤال است که براى من پاسخش مهم است و یا این است که پاسخها مؤید آن نظرى است که سؤال را مطرح مى کند، آن در آن صورت آن وقت شما متوجه به اشکالات خواهید شد، یا پاسخها مؤید آن نظر نیست، بلکه واقعاً پاسخى است که اشکال را برطرف مى کند، آن وقت ذهن بنده آسوده خواهد شد.


گردآوری شده توسط هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

پست های گذشته

نظر ها

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

اخبار محبوب

کاهش ۵۰ درصدی واردات جو/ دلایل عدم واردات جو از عراق به رغم اعلام آمادگی این کشور

مجید موافق قدیری، رئیس انجمن صنایع خوراک دام و طیور ایران در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، در پاسخ به اینکه چرا ایران...

اختلاف کاذب ۴۰ درصدی گوشت از دامداری تا مغازه

رئیس انجمن صنفی گاوداران گفت: با توجه به نرخ کنونی گوساله زنده، فروش گوشت گوساله با نرخ بالاتر از ۱۰۰ هزار تومان گرانفروشی است. احمد...

خبرنامه نهال – شماره ۸

بولتن خبری رصد محیطی، اخبار، دانش، فناوری و اقتصاد برای دانلود خبرنامه اینجا کلیک کنید.