اثر سیاستهای توسعه رژیم سابق بر کشاورزی‏

پست های مرتبط

‏‏مراتع و جنگلها را به نفع خودشان ملی کردند‏

‏‏ملی کردند مراتع را، ملی کردند جنگلها را؛ معنی ملی کردن‏‎ ‎‏جنگل؛ یعنی به نفع خودشان. اینها مردم را ممنوع کردند از اینکه‏‎ ‎‏دامهایشان در آنجا برود. از بین رفت همۀ ‏‏[‏‏دامها‏‏]‏‏شان. مردم را‏‎ ‎‏ممنوع کردند از اینکه از جنگلها استفاده کنند. جنگلها را دادند به‏‎ ‎‏این طرف و آن طرف؛ فروختند به اینها و منافعش را هم خوردند و‏‎ ‎‏رفت سراغ کارش. ما نمی دانیم اینها دارند چه می کنند. ۲۹ / ۷ / ۵۷‏

‏‏اصلاحات ارضی برنامه ای برای نابودی کشاورزی‏

‏‏اصلاحات ارضی شاه جز برنامه ای برای از بین بردن کشاورزی ایران‏‎ ‎‏و تحمیل اقتصاد تک محصولی بر جامعه ما چیزی نبود. به طوری که‏‎ ‎‏امروز اکثر نیازهای غذایی ما از خارج وارد می شود. با برهم خوردن‏‎ ‎‏وضع کشاورزی دهقانان، دهات و زمینها را رها کرده و به شهرها‏‎ ‎‏هجوم آورده اند. سیاست غلط شاه هم در مورد صنایع مونتاژ، نه تنها‏‎ ‎‏مشکلی را حل نکرد و زندگی روستاییان مهاجر را، حتی در حد قابل‏‎ ‎‏تحمل تأمین ننمود، بلکه کشور را هرچه بیشتر وابسته به اجانب کرد‏‎ ‎‏که اثرات سوء اقتصادی آن غیر قابل محاسبه است. ‏‏۲۴ / ۸ / ۵۷‏

دامداری را از بین بردند‏

‏‏مراتع ما را، مراتع سرسبز خوب ما ـ که بعض مراتعش را اشخاص‏‎ ‎‏کارشناس که آمدند دیدند گفتند بهترین مراتع برای دامداری‏‎ ‎‏است، در دنیا از این مرتع بهتر نیست ـ این را به یک دسته ای دادند‏‎ ‎‏که یکی اش ملکۀ انگلستان است ـ از قراری که به من نوشته بودند ـ‏‎ ‎‏و یک عدۀ دیگری از این مفتخورها، به آنها داده اند؛ «اجاره» دادند‏‎ ‎‏به اصطلاح خودشان! دامداری را از بین بردند، حالا ملت ایران با‏‎ ‎‏گوشتهایِ ـ عرض می کنم که ـ یخزدۀ نجس دارند زندگی می کنند‏‎ ‎‏که از بلاد دیگر می آورند برایشان. یخزده، خراب، فاسد و حرام و‏‎ ‎‏میته؛ در صورتی که ایران یک ناحیه اش وقتی که دامداری حسابی‏‎ ‎‏بود کافی بود برای همۀ ایران و مابقی اش باید صادر بشود.‏‏‏ حالا شما همه چیز را از خارج وارد می کنید. هر چه هست یا از‏‎ ‎‏اسرائیل می آید؛ دشمن اسلام! خدا می داند که این مرد نسبت به‏‎ ‎‏اسلام چه خیانتها کرده است. ‏‏۴ / ۹ / ۵۷‏

‏به اسم ملی کردن دست مردم را از مراتع قطع کردند‏

‏‏دامداری ما را از بین بردند. مراتع ما را، مراتعی که ـ به تصدیق‏‎ ‎‏خود خارجیها ـ گفتند بهترین مراتع برای دامداری، غنی ترین مراتع‏‎ ‎‏برای دامداری، مرتع فلان جاست ـ و من هم اسمش را یادم نیست‏‎ ‎‏ـ این را دادند به ملکۀ انگلستان و چند نفر از دوستان او! این را به‏‎ ‎‏او دادند و الآن نمی دانم… وضعشان چطور است. تمام مراتع ما را‏‎ ‎‏از بین بردند به اسم ملی کردن. مردم را دستشان را منقطع کردند و‏‎ ‎‏خودشان چاپیدند و رفتند. و همین طور جنگلهای ما را به اسم ملی‏‎ ‎‏کردن… به اشخاص خارج فروختند و استفاده اش را کردند. نفت را‏‎ ‎‏هم که همه می دانید که چطور بردند و هیچ چیز هم ندادند به ما.‏‎ ‎‏الآن به دولت ما پول نفت نرسیده؛ نفت صادر شده اما پول نفتش‏‎ ‎‏بعد باید برسد. ‏‏۱ / ۲ / ۵۸‏

با نام صنعتی کردن کشاورزی را از بین بردند‏

‏‏کتاب مأموریت برای وطنم را یکی دیگر نوشته و به ایشان نسبت‏‎ ‎‏داده! خودش اهل نوشتن نبود، وقتش را هم نداشت. این هم یک‏‎ ‎‏دامی بود برای اینکه مردم را غافل کند از اینکه دارد همه چیزشان‏‎ ‎‏را از بین می برد. از این طرف، اینکه ما می خواهیم برای ملت چه‏‎ ‎‏بکنیم و می خواهیم مملکت را صنعتی اش کنیم! می گویند که کلاغ‏‎ ‎‏مثل کبک می خواست راه برود، راه رفتن خودش هم یادش رفت!‏‎ ‎‏این نمی خواست اصلاً مثل کبک راه برود؛ می خواست بازی بدهد‏‎ ‎‏مردم را. درصدد بودند اینها که مردم را اغفال کنند، سرخوش‏‎ ‎‏کنند، به اینکه ما مملکتمان بعدها صنعتی می شود، و بعد از یکی‏‎ ‎‏دو سال دیگر ما در … ادعاها بود دیگر، بعد از یکی دو سال دیگر‏‎ ‎‏ما می رسیم به همان ابرقدرتها! می شویم مثل ژاپن! ژاپنی که الآن با‏‎ ‎‏امریکا تَنه می زند و صنعتش در خود امریکا جلو از امریکاست.‏‎ ‎‏اینها می گفتند ما می شویم مثل ژاپن! چه کردند؟‏

آن چیزی که در ایران لازم بود باشد و اقتصاد ایران به او‏‎ ‎‏بستگی داشت، که عبارت از کشاورزی بود، از بین رفت.‏‎ ‎‏کشاورزی را به صورت اینکه ما می خواهیم، به اسم اینکه ما‏‎ ‎‏می خواهیم، صنعتی کنیم مملکت را، اول کشاورزی اش را از بین‏‎ ‎‏بردند. کشاورزی که از بین رفت، اشکالاتی پیدا شد: یکی اینکه ما‏‎ ‎‏شدیم برای امریکا یک بازاری برای خرید کالاهای امریکا؛ یعنی‏‎ ‎‏گندمها و سایر حبوباتی را که آنها زیادی داشتند و باید بریزند به‏‎ ‎‏دریا یا بسوزانند، به ما به قیمت اعلا می فروختند و پول ما را‏‎ ‎‏می گرفتند. ‏‏۲۶ / ۶ / ۵۸‏

‏‏به اسم پیشرفت، اصلاحات ارضی را بهانه کردند‏

‏‏کشاورزی ما را از بین بردند. شما می بینید که چقدر از زمینها هنوز‏‎ ‎‏بلااستفاده و چه مقدار از آبها مانند آب کارون به هدر می رود. آنها‏‎ ‎‏به اسم اینکه ما می خواهیم پیشرفت داشته باشیم و مملکت ما‏‎ ‎‏مملکت صنعتی باشد، مسئلۀ «اصلاحات ارضی» را بهانه کردند.‏‎ ‎‏قضیۀ آنها قضیۀ کلاغی شد که می خواست راه رفتن کبک را یاد‏‎ ‎‏بگیرد که راه رفتن خودش را هم فراموش کرد که خدا خواست و‏‎ ‎‏مملکت را از دست آنها گرفت و مسائل و تصمیمات به دست خود‏‎ ‎‏مردم افتاد. ‏‏۱۳ / ۹ / ۶۱‏

پست های گذشته

نظر ها

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

اخبار محبوب

دکتر قالیباف: حق نداریم استان‌های محروم را فراموش کنیم

دکتر محمدباقر قالیباف در جلسه نهایی پیگیری  و نظارت میدانی خود از استان سیستان و بلوچستان که صبح امروز (چهارشنبه 23 مهرماه) با حضور...

سرنوشت نامعلوم ۱۰۰۰ تن بذر پایه علوفه در گمرک به دلیل اختلاف ۳ دستگاه دولتی

سالانه حدود ۱۰ میلیون تن ذرت دامی در کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد که از این رقم ۳ میلیون تن آن داخلی است اما...

سهم آبزیان در سبد غذایی ایرانیان

وزارت بهداشت سبد غذایی برای ایران تصویب کرده است که البته این کار بر اساس ذائقه ایرانیان بوده است. ضمن اینکه این سبد دو...